محمد بن حسين البيهقي

681

تاريخ بيهقى ( فارسي )

بونصر مشكان نبشت - و سخت نادر نامه‌يى 1 بود ، چنان كه وزير اقرار داد كه بر آن جمله در معنى انگشتوانه نديده‌ام - و اين بيت را كه متنبّى 2 گفته بود درج كرده در ميان نامه 3 ، شعر : و للّه سرّ فى علاك و انّما * كلام العدى ضرب من الهذيان 4 و نسخت اين نامه 5 من داشتم بخطّ خواجه و بشد ، چنان كه چند جاى درين كتاب اين حال بگفتم . و سالار بگتغدى دو غلام سرايى را و دو غلام خويش را نامزد كرد تا اين نامه ببردند . و نماز شام 6 نامهء فتح رسيد بخطّ عراقى - و امير املا 7 كرده بود - كه « چون ما از آمل حركت كرديم ، همه‌شب برانديم و بيشه‌ها بريده آمد كه مار در او به دشوارى توانست خزيد 8 ، ديگر روز نماز پيشين به ناتل رسيديم . و سخت بشتاب رانده بوديم ، چنان كه چون فرودآمديم ، همه‌شب لشكر مىرسيد ، تا نيم‌شب تمامى مردم بيامدند كه دو منزل بود كه بيك دفعت 9 بريده آمد 10 . ديگر روز دوشنبه جاسوسان دررسيدند و چنان گفتند كه گرگانيان بنه 11 را با پسر منوچهر گذارده كرده‌اند 12 از شهر ناتل و بر آن جانب شهر لشكرگاه كرده و خيمه‌ها زده و ثقل 13 و مردمى كه نابكار است با بنه رها كرده و با كاليجار و شهرآگيم و بسيار سوار و پيادهء گزيده و جنگىتر با مقدّمان و مبارزان برين جانب شهر آمده و پلى است تنگ‌تر و جز آن گذر نيست ، آن را بگرفته ، از آن جانب صحرا 14 تنگ‌تر ، و جنگ بر آن پل خواهند كرد ، كه راه يكى است گرد بر گرد بيشه و آبها و غديرها 15 و جويها . و گفته‌اند و نهاده كه اگر هزيمت بر ايشان افتد ، سواران ازين مضايق بازگردند و پيادگان گيل 16 و ديلم 17 مردى پنجاه خياره‌تر 18 پل نگاه دارند و نيك بكوشند و چندان بمانند كه دانند كه از لشكرگاه برفتند . و ميانه كردند 19 كه مضايق هول 20 است بر آن جانب و ايشان را درنتوان يافت . « چون اين حال ما را مقرّر گشت ، درمان اين كار به واجبى 21 ساختيم و آنچه فرمودنى بود بفرموديم و جوشن 22 پوشيديم و بر ماده‌پيل نشستيم و سلاحها در مهد 23 پيش ما بنهادند